شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 41
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
ژرف نگرانى كه مىخواستهاند كه كار را سرسرى نگيرند . دستهء ديگرى هم بودهاند كه افلاطون رهبر آنان بوده است و آيين گفتگو « 199 » را نهاده و در بسيارى از مسائل فلسفى سخن رانده و دفترها نوشتهاند . دستهء ديگر ارسطاطاليسىها هستند كه دستگاه فلسفى او را روايى دادند ، چه او در بسيارى از دفترها از انديشههاى ديگران باز گفته و شالودهء تاريخ فلسفه را ريخته است ( برون 14 و 15 ) . پس از اينان آيين نوپلاتونيها نهاده شد كه از آنها به دانشمندان سوريايى رسيد و در دانشگاه ايرانى ادس در سدهء 5 و نصيبين در سدهء 6 به كار بسته شد و همين آيين به دانشگاه گندىشاپور رسيده آنگاه پس از 750 م به دانشگاه بغداد آمده و به شهرهاى ديگر ايران شهر رسيد و كندى و سرخسى و فارابى و ابن سينا و ابن رشد و غزالى و طوسى در اين زمينه كمك كردهاند ( برون 11 ) پلوتارخوس خرونيوسى و سكتوس امپيريكوس و كلمانس اسكندرانى را نبايد از ياد برد ( همان جا ص 20 ) نگارشهاى سيسرون و ديوگنس و فوثيوس « 200 » را بايد روش ساده و آغازين به شمار آورد ( همان جا ص 9 ) . سوتيونس « 201 » اسكندرانى دستور زبانشناس نگارش تاريخ فلسفه را با روشى پيوسته آغاز كرده است اگر چه پيش از او اريستون رهرو مشائى همچنين تاريخى نگاشته است مگر اينكه آن را نظم و پيوستگى نيست . سوتيون آن را در دو بخش يونانى و ايتاليايى گذارده و ديوگنس از سوتيون در اين زمينه پيروى كرده است چنان كه بروكر « 202 » هم در 1472 چنين كرده بود ( ديوگنس 2 : 12 - برون 24 ) .
--> ( 199 ) - Dialogu ( 200 ) - Phothios ( 201 ) - Sotionos ( 202 ) - Brucker